جمعه بیست و پنجم آبان 1386
کهنه شعر های قدیمی
از شیر تا شراب و
اندیشه ای که مسخ شده
تا بر فراز نسل من
سقوط کرده باشد و تن
بیگانه ای بسازد
ریشه در سرزمینی که شمشیرش را غلاف کرده است
من شاعر کوچه های در به دری
افسانه ای رنگ باخته باشم
امیزه ای از رستم و تریاک
در میخانه های شهر
نقالی کنم
عق بزنم بر ایوان مدائن
تا هبوط پایان تلخ (( من )) شود.
نوشته شده توسط دانيال قندي در ساعت 18:13 | لینک
|
